نشست تخصصی «دانشگاه پساجنگ»، با حضور جمعی از محققان و پژوهشگران حوزه علوم انسانی و فلسفه، رئیس دانشگاه تبریز، اعضای هیئت رئیسه دانشگاه و جمعی از اساتید، دانشجویان و کارکنان دانشگاه در دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه تبریز و از سوی معاونت پژوهشی دانشکده برگزار شد. به گزارش صبای مردم به نقل از […]

نشست تخصصی «دانشگاه پساجنگ»، با حضور جمعی از محققان و پژوهشگران حوزه علوم انسانی و فلسفه، رئیس دانشگاه تبریز، اعضای هیئت رئیسه دانشگاه و جمعی از اساتید، دانشجویان و کارکنان دانشگاه در دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه تبریز و از سوی معاونت پژوهشی دانشکده برگزار شد.

به گزارش صبای مردم به نقل از روابط عمومی وزارت علوم به نقل از دانشگاه تبریز، دکتر محمّدتقی اعلمی رئیس دانشگاه تبریز طی سخنانی در ابتدای این نشست تخصصی، با قدردانی از بانیان برگزاری همایش، با تأکید بر ضرورت تحلیل دقیق چرایی وقوع جنگ‌ها علیه جمهوری اسلامی ایران، اظهار کرد: تا زمانی که نتوانیم تحلیل صحیحی از ریشه‌های وقوع جنگ داشته باشیم، قادر نخواهیم بود دورنمای روشنی از آینده ترسیم کرده و برای آن برنامه‌ریزی کنیم.

رئیس دانشگاه تبریز با اشاره به دشمنی‌های مستمر علیه انقلاب اسلامی از ابتدای پیروزی آن گفت: انقلاب اسلامی به دلیل به خطر انداختن منافع استکبار جهانی در منطقه، از همان آغاز با دشمنی‌ها و فشارهای گسترده مواجه شد.

وی افزود: برخلاف برخی ادعاها مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی دچار توهم دشمن است، بررسی دقیق تحولات نشان می‌دهد که این دشمنی‌ها از سوی استکبار جهانی و در تقابل با آرمان‌های انقلاب اسلامی شکل گرفته است.

دکتر اعلمی با اشاره به تحریم‌های چند دهه اخیر علیه ایران تصریح کرد: تحریم‌های ۴۷ ساله علیه جمهوری اسلامی، نشانه‌ای روشن از دشمنی کینه‌توزانه نظام سلطه با ملت ایران و آرمان‌های انقلاب اسلامی است. به گفته وی، کشور علاوه بر تحریم‌ها، بارها هدف هجوم مستقیم دشمنان نیز قرار گرفته است.

وی در ادامه با اشاره به جنگ تحمیلی هشت‌ساله خاطرنشان کرد: اگرچه در ظاهر ایران با عراق می‌جنگید، اما در واقع بسیاری از کشورهای جهان که در مسیر سیاست‌های استکبار جهانی حرکت می‌کردند، از عراق حمایت می‌کردند.

وی همچنین با انتقاد از وابستگی کشورهای اروپایی به سیاست‌های قدرت‌های جهانی گفت: حتی کشورهای مدعی استقلال نیز در تصمیم‌گیری‌های کلان، استقلال واقعی ندارند.

رئیس دانشگاه تبریز با اشاره به جنگ‌های اخیر علیه کشور اظهار کرد: پس از تداوم دشمنی‌ها، جنگ ۱۲ روزه و حمله مستقیم رژیم صهیونیستی به کشور رخ داد و آمریکا نیز علاوه بر حمایت مستقیم، خود به‌صورت مستقیم کشور را مورد هجوم قرار داد.

وی افزود: در جنگ رمضان و دفاع ملی ـ میهنی سوم نیز شاهد ورود مستقیم استکبار جهانی به تقابل با جمهوری اسلامی ایران بودیم.

دکتر اعلمی تأکید کرد: علت اصلی این دشمنی‌ها، به خطر افتادن منافع استکبار جهانی در منطقه به واسطه انقلاب اسلامی است و این روند همچنان ادامه دارد.

وی افزود: جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ سیاست‌های صحیح در سال‌های گذشته، امروز به مرحله‌ای رسیده که می‌تواند بدون اتکا به نیروهای خارجی و با تکیه بر رشادت نیروهای مسلح، از کیان کشور و آرمان‌های انقلاب اسلامی دفاع کند.

وی همچنین با اشاره به شهادت رهبر انقلاب در نهم اسفندماه اظهار کرد: ایشان با انتخاب آگاهانه مسیر شهادت، جان خود را فدای انقلاب اسلامی کردند و پس از عمری مجاهدت در مسیر تحقق آرمان‌های انقلاب، با شهادت خود ادامه این راه را بیمه کردند.

رئیس دانشگاه تبریز با تأکید بر لزوم شناخت دقیق شرایط پساجنگ گفت: دانشگاه پساجنگ در واقع آغاز یک مسیر جدید است و باید بررسی شود که پایان این جنگ با چه شرایطی همراه خواهد بود تا بتوان متناسب با آن، آینده دانشگاه‌ها را ترسیم کرد.

وی با اشاره به جایگاه ایران در معادلات منطقه‌ای و جهانی افزود: اگر قرار است آینده‌ای قدرتمند برای ایران متصور باشیم، باید به خروج استکبار جهانی از منطقه بیندیشیم. اعلمی تأکید کرد: جمهوری اسلامی ایران امروز تأثیر قابل‌توجهی بر اقتصاد جهانی دارد و مسئله خلیج فارس و تنگه هرمز، نقش مهمی در این معادلات ایفا می‌کند.

وی ادامه داد: با انسجام ملی، رهبری داهیانه مقام معظم رهبری و رشادت نیروهای مسلح، جمهوری اسلامی از این مرحله نیز با موفقیت عبور خواهد کرد و به پیروزی نهایی خواهد رسید. به گفته وی، ایران آینده باید در قامت یک ابرقدرت منطقه‌ای و جهانی دیده شود و دانشگاه‌ها نیز باید متناسب با چنین جایگاهی بازتعریف شوند.

دکتر اعلمی با اشاره به نقش دانشگاه‌ها در دوران دفاع و جنگ افزود: توسعه صنایع دفاعی و نظامی کشور، حاصل همکاری گسترده دانشگاه‌ها با صنایع دفاعی و نتیجه توسعه فناوری‌های نظامی بوده است. وی تصریح کرد: برای ادامه این مسیر، باید ضمن تربیت دانشجویان توانمند، ارتباط دانشگاه و صنعت بیش از پیش تقویت شود.

وی با بیان اینکه ایران طی سال‌های گذشته در رتبه‌های ۱۳ تا ۱۶ علمی جهان قرار داشته است، گفت: اگرچه در سال‌های اخیر مقداری افت رتبه رخ داده، اما برنامه‌ریزی‌هایی برای ارتقای مجدد جایگاه علمی کشور در حال انجام است.

وی همچنین جایگاه فناوری ایران را بین رتبه‌های ۵۰ تا ۶۰ جهانی عنوان کرد و افزود: متناسب با جایگاه علمی کشور، باید در حوزه فناوری نیز به رتبه‌های بالاتری دست پیدا کنیم.

رئیس دانشگاه تبریز تأکید کرد: دانشگاه‌ها باید توجه بیشتری به توسعه فناوری داشته باشند و در دانشگاه تبریز نیز برنامه‌هایی در این زمینه آغاز شده است.

وی افزود: در دوران پساجنگ نیز لازم است فعالیت‌های علمی و فناورانه با تلاش مضاعف دانشجویان و استادان گسترش یابد.

دکتر اعلمی با اشاره به محدود بودن تعداد استادان فعال در حوزه فناوری اظهار کرد: باید تلاش شود تمامی استادان در رشته‌های مختلف در مسیر توسعه فناوری و پیشرفت علمی نقش‌آفرینی کنند.

وی در خاتمه این نشست ابراز امیدواری کرد که این گردهمایی مقدمه‌ای برای برگزاری همایش‌های گسترده‌تر در سطح ملی باشد و با حضور سیاستمداران و دانشمندان حوزه‌های مختلف، بتوان راهکارها و برنامه‌های مشخصی برای آینده کشور و مسیر توسعه و پیشرفت جمهوری اسلامی تدوین کرد.

ضرورت توجه جدی دانشگاه‌ها به مفهوم «پساجنگ»

رئیس دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه تبریز که همزمان دبیر علمی نشست نیز بود، با تأکید بر ضرورت توجه جدی دانشگاه‌ها به مفهوم «پساجنگ»، اظهار کرد: نگاه ما این است که نشست «پساجنگ» مقدمه‌ای برای شکل‌گیری فعالیت‌های گسترده‌تر و حتی برگزاری همایش‌های تخصصی در این حوزه باشد.

دکتر مسعود امید با بیان اینکه مفهوم پساجنگ فرصتی برای تأمل در حوزه‌های مختلف است، گفت: این حرکت در حوزه‌هایی مانند اقتصاد، فناوری، هنر، سیاست و همچنین دانشگاه آغاز شده و حتی در برخی حوزه‌ها از جمله اقتصاد، نشست‌هایی با عنوان «اقتصاد پساجنگ» برگزار شده است.

رئیس دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه تبریز با اشاره به تقسیم‌بندی مطالعات مرتبط با جنگ گفت: ما سه حوزه پژوهشی شامل «پیشاجنگ»، «حین جنگ» و «پساجنگ» داریم و تمرکز اصلی ما در این نشست بر حوزه پساجنگ است.

وی ادامه داد: در دانشگاه تقسیم کار وجود دارد و همه پژوهش‌ها توسط یک استاد یا یک گروه انجام نمی‌شود؛ بنابراین می‌توان در حوزه جنگ نیز چنین تقسیم‌بندی‌ای را در دانشگاه تعریف کرد.

دکتر امید با اشاره به دلیل طرح موضوع «دانشگاه پساجنگ» تصریح کرد: علت توجه ما به این موضوع، غفلتی است که نسبت به آن وجود دارد و یکی از وظایف دانشگاه، حساسیت داشتن نسبت به موضوعاتی است که مورد غفلت واقع می‌شوند.

وی افزود: ما در دوره پیشاجنگ و حین جنگ دارای دانشگاهی هستیم که موجود است اما مطلوب نیست و امید ما به دانشگاه پساجنگ، دستیابی به دانشگاهی مطلوب‌تر است.

رئیس دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه تبریز با بیان اینکه کار دانشگاه «خوداندیشی» و «دیگران‌اندیشی» است، گفت: دانشگاه باید همواره در همه حوزه‌ها به فردا بیندیشد و «پساجنگ» در واقع همان فردای ماست.

وی خاطرنشان کرد: ما هیچ‌گاه از دانشگاه موجود دفاع کامل نمی‌کنیم و معتقدیم دانشگاه همواره در حال حرکت است و پساجنگ نیز یکی از مراحل آینده این حرکت خواهد بود.

دکتر امید با اشاره به دیدگاه خود درباره دانشگاه پساجنگ اظهار کرد: پیشنهاد من این است که با توجه به تجربه نیم‌قرن اخیر در ایران، دانشگاه را به‌صورت جدی موضوع تحقیق علوم انسانی قرار دهیم.

رئیس سابق موسسه تحقیقاتی علوم اسلامی و انسانی دانشگاه تبریز گفت: علوم انسانی باید متولی تعریف، تدبیر و مدیریت بحث دانشگاه باشد؛ البته در گفت‌وگو با حوزه‌های غیرعلوم انسانی و با توجه به ظرفیت‌های درونی و بیرونی دانشگاه.

وی تصریح کرد: پیشنهاد من این است که دانشگاه را برای تحقیق، به علوم انسانی بسپاریم؛ اما علوم انسانی باید در تعامل با سایر رشته‌ها این مسئولیت را بر عهده بگیرد تا بتوانیم به دانشگاهی توانمندتر نسبت به گذشته برسیم.

دکتر امید در ادامه با طرح مثالی درباره زلزله گفت: درباره زلزله نیز سه مرحله «پیش از زلزله»، «حین زلزله» و «پس از زلزله» وجود دارد و هر مرحله نیازمند نوع خاصی از پژوهش و برنامه‌ریزی است.

وی ادامه داد: در مرحله پس از زلزله، پرسش‌های بنیادینی مطرح می‌شود؛ از جمله اینکه آیا باید همان بافت تخریب‌شده را دوباره به همان شکل بازسازی کرد یا اینکه ساخت‌وساز در مکان دیگری صرفه اقتصادی و فرهنگی بیشتری دارد.

رئیس دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه تبریز با تعمیم این مثال به حوزه دانشگاه گفت: اکنون نیز دانشگاه باید از خود بپرسد که در پنجاه سال اخیر چه مسیری را طی کرده و آیا می‌توان مسئله دانشگاه را به خود دانشگاه واگذار کرد یا خیر.

وی افزود: پیشنهاد من این است که این مسئله به علوم انسانی سپرده شود؛ البته نه علوم انسانی منفک و انتزاعی، بلکه علوم انسانی‌ای که در تعامل با سایر علوم باشد و ظرفیت‌های درونی و بیرونی دانشگاه، زیست ایرانی و شرایط جامعه را بشناسد.

دکتر امید در بخش دیگری از سخنان خود با طرح این پرسش که «علوم انسانی چیست؟» گفت: پاسخ من یک تعریف مصداقی است؛ علوم انسانی همین دانشکده‌ها، گروه‌ها و حوزه‌هایی مانند ادبیات، حقوق، علوم سیاسی، تاریخ، اقتصاد، روان‌شناسی، جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی فرهنگی در دانشگاه‌ها هستند.

وی تأکید کرد: نیازی به مناقشه‌های پیچیده درباره تعریف علوم انسانی وجود ندارد و مصادیق آن روشن است.

دبیر علمی نشست دانشگاه پساجنگ با اشاره به پایان‌پذیر بودن جنگ‌ها اظهار کرد: همان‌طور که جنگ جهانی اول، جنگ جهانی دوم و جنگ ایران و عراق پایان یافتند، این جنگ نیز پایان خواهد یافت و ما باید از اکنون به فردا بیندیشیم تا دستمان برای آینده خالی نباشد.

دکتر امید ادامه داد: وظیفه دانشگاه در شرایط کنونی این است که از خود بپرسد معنای دانشگاه در دوره پساجنگ چیست، مصادیق آن کدام است و چه کارکردهایی باید داشته باشد؛ زیرا دانشگاه در دوره پساجنگ باید خدمت و سرویس ارائه دهد.

وی همچنین تأکید کرد: جهت‌گیری فلسفی دانشگاه باید به سمت زندگی باشد و حتی فضای بیرون دانشگاه نیز باید برای این تحول آماده شود.

رئیس دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه تبریز با بیان اینکه دانشگاه دارای سه مؤلفه فرهنگ، علم و کارکرد است، گفت: دانشگاه صرفاً محل تربیت افراد باهوش نیست، بلکه باید انسان و سوژه تربیت کند؛ انسانی که هم دارای فرهنگ و علم باشد و هم کارآمدی داشته باشد.

وی خاطرنشان کرد: هم فارغ‌التحصیل دانشگاه باید کارآمد باشد و هم خروجی دانشگاه در حوزه‌های مختلف باید کارآمدی لازم را داشته باشد.

دکتر امید در پایان تأکید کرد: پیشنهاد من برای دانشگاه پساجنگ این است که مسئله دانشگاه در اختیار علوم انسانی قرار گیرد تا این حوزه با تکیه بر توانایی‌های خود و در تعامل با سایر علوم، تعریف و تدبیری متناسب با آینده و نیازهای ایران برای دانشگاه ارائه کند.

مفهوم دانشگاه نسل پنجم

معاون دانشجویی دانشگاه تبریز نیز با طرح مفهوم «دانشگاه نسل پنجم» اظهار کرد: عنوان دانشگاه نسل پنجم در ادبیات رایج دانشگاهی دنیا وجود ندارد و این عنوان را خودم مطرح کرده‌ام.

دکتر محمد عباس‌زاده با اشاره به روند تحول دانشگاه‌ها در جهان گفت: دانشگاه‌ها در ابتدا آموزش‌محور بودند، سپس به دانشگاه‌های پژوهش‌محور تبدیل شدند و بعد از آن دانشگاه‌های کارآفرین و جامعه‌محور با تأکید بر مسئولیت اجتماعی شکل گرفتند؛ اما اکنون با ورود هوش مصنوعی، باید از «دانشگاه نسل پنجم» سخن گفت؛ دانشگاهی هوشمند که مبنای آن الگوریتم و کارکرد اصلی آن پیش‌بینی است.

معاون دانشجویی دانشگاه تبریز افزود: امروز در هر سامانه اینترنتی و هر جست‌وجویی که انجام می‌دهیم، با معماری الگوریتمی مواجه هستیم و همین الگوریتم‌ها هستند که حتی در شناسایی دانشمندان و نخبگان ما نقش داشته‌اند.

وی تصریح کرد: اگر دانشمندان ما ترور شدند و افراد فعال در حوزه هسته‌ای مورد رصد قرار گرفتند، بخشی از این مسئله ناشی از تحلیل داده‌ها، بررسی مقالات علمی و پیش‌بینی‌هایی بود که بر مبنای همین الگوریتم‌ها صورت گرفت.

دکتر عباس‌زاده ادامه داد: جامعه امروز مبتنی بر داده است و مسئله اصلی، کشف لایه‌های پنهان در پشت این الگوریتم‌هاست.

وی با طرح این پرسش که «هوش مصنوعی چیست که به هر پرسشی پاسخ می‌دهد؟» گفت: باید به کارکردهای پنهان این فناوری توجه شود و علوم انسانی وظیفه دارد از منظر جامعه‌شناختی، فلسفی و روان‌شناختی، لایه‌های پنهان مستتر در معماری الگوریتمی را کشف کند.

این استاد جامعه‌شناسی تأکید کرد: نباید هر نوع اطلاعاتی را در اختیار این سامانه‌ها قرار دهیم؛ زیرا الگوریتم‌ها می‌توانند وابستگی ایجاد کنند و داده‌های ما را به بخشی از سازوکار قدرت تبدیل کنند.

وی در ادامه با انتقاد از برخی رویکردهای حاکم بر نظام آموزشی و پژوهشی کشور اظهار کرد: امروز به‌جای تمرکز بر کیفیت آموزش، به سمت شاخص‌هایی مانند اچ‌ایندکس حرکت کرده‌ایم و این مسئله موجب شده خودمان به نوعی به عامل آسیب‌زننده به نظام علمی خود تبدیل شویم.

دکتر عباس‌زاده افزود: نتیجه این روند، از دست رفتن علم بومی در برابر علم غربی است؛ در حالی که نباید صرفاً نگران کاهش رتبه و رنکینگ دانشگاه‌ها باشیم.

وی تأکید کرد: معتقدم رتبه دانشگاه‌ها لزوماً کاهش پیدا نمی‌کند، بلکه باید در کنار شاخص‌هایی مانند اچ‌ایندکس، به معرفت بومی نیز توجه شود.

معاون دانشجویی دانشگاه تبریز با اشاره به مفهوم «عدالت شناختی» گفت: عدالت شناختی به این معناست که ایده‌ها، احساسات، توجهات و نیازهای بومی خود را بشناسیم و بر اساس بستر فرهنگی و اجتماعی خود نسخه‌پردازی کنیم؛ به‌گونه‌ای که هم محلی بیندیشیم و هم جهانی.

وی خاطرنشان کرد: آنچه امروز در دانشگاه‌ها کمتر مورد توجه قرار گرفته، سواد الگوریتمی بومی است و دانشگاه‌ها باید به این حوزه توجه جدی داشته باشند.

دکتر عباس‌زاده در پایان اظهار کرد: باید در دانشگاه‌ها به کشف سازوکار این الگوریتم‌ها بپردازیم و برای ترس‌های سیال، هویت‌های سیال و نگرانی‌های سیال جامعه امروز راهکار ارائه دهیم.

وی تأکید کرد: راه‌حل این مسائل، احیای علوم انسانی است؛ چراکه علوم انسانی امروز قربانی علوم غیرانسانی شده است.

ضرورت توسعه علمی در بستر فرهنگ بومی

رئیس اسبق دانشگاه تبریز نیز با اشاره به اهمیت مفهوم «پساجنگ» اظهار کرد: عنوان «پساجنگ» عنوان خوبی است و جای تشکر دارد؛ زیرا انسان را متوجه اهمیت آینده‌نگری و آینده‌پژوهی می‌کند.

دکتر پرویز آژیده افزود: آینده‌پژوهی امروز در دنیا از اهمیت بالایی برخوردار است و اندیشکده‌ها و پژوهشکده‌های متعددی در سطح جهان در این حوزه فعالیت می‌کنند. امیدوارم این عنوان و این نشست بتواند زمینه‌ای فراهم کند تا آینده‌پژوهی در دانشگاه‌ها به‌عنوان یک اولویت مورد توجه قرار گیرد و سازوکارهای لازم برای آن پیش‌بینی شود.

رئیس اسبق دانشگاه تبریز تأکید کرد: توجه به آینده به معنای نادیده گرفتن گذشته نیست. ماندن در گذشته مذموم است، اما بهره‌گیری از تجربه‌های گذشته برای ساخت آینده، امری مطلوب و ضروری محسوب می‌شود.

وی برای تبیین دیدگاه خود به نمونه‌هایی تاریخی اشاره کرد و گفت: پیش از دوران کرونا سفری به روسیه داشتم که در جریان آن از چند دانشگاه روسیه نیز بازدید شد. در خلال این سفر بحث‌هایی درباره پتر کبیر مطرح شد که بعدها درباره او مطالعاتی انجام دادم.

دکتر آژیده ادامه داد: پتر کبیر را بنیان‌گذار روسیه نوین می‌دانند؛ شخصیتی که اصلاحات گسترده‌ای را در روسیه آغاز کرد. او به غرب سفر کرد، تحت تأثیر دستاوردهای علمی، فناوری و فرهنگی غرب قرار گرفت و تلاش کرد همان مسیر را در روسیه دنبال کند.

وی افزود: بنیان‌گذاری آکادمی علوم روسیه و دانشگاه سن پترزبورگ از جمله اقدامات مهم او بود و امروز آکادمی علوم روسیه بیش از ۵۰ هزار پژوهشگر دارد.

این استاد زبان انگلیسی خاطرنشان کرد: اقدامات علمی و صنعتی پتر کبیر قابل توجه بود، اما او همزمان در حوزه فرهنگی نیز تلاش کرد روسیه را به غرب نزدیک کند؛ از محدود کردن کلیساها گرفته تا تغییر در پوشش مردم.

وی ادامه داد: حتی پس از انقلاب بلشویکی، با وجود آنکه بسیاری از تزارها مورد انتقاد قرار گرفتند، ولادیمیر لنین از پتر کبیر به دلیل اقداماتش تمجید می‌کند.

دکتر آژیده تصریح کرد: سخن اصلی من این است که پتر کبیر در توسعه علمی و فنی موفق بود، اما اقدامات فرهنگی او دوام نداشت؛ زیرا توسعه علمی زمانی ماندگارتر و پرشتاب‌تر خواهد بود که در بستر فرهنگ بومی شکل بگیرد.

وی در ادامه به تجربه ترکیه اشاره کرد و گفت: در ترکیه نیز پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی، مصطفی کمال آتاترک تلاش‌هایی برای شکل‌گیری ترکیه نوین انجام داد و دانشگاه‌هایی مانند دانشگاه آنکارا و دانشگاه استانبول توسعه یافتند.

وی افزود: رشد علمی دوران آتاترک قابل توجه بود، اما اقدامات فرهنگی او نیز پایدار نماند و وضعیت فعلی ترکیه و حزب حاکم نشان می‌دهد که اگر رشد علمی در بستر فرهنگ بومی شکل می‌گرفت، آثار آن ماندگارتر می‌شد.

رئیس اسبق دانشگاه تبریز سپس به تحولات دوران پهلوی در ایران اشاره کرد و اظهار کرد: در دوره رضاخان نیز تحولات علمی قابل توجهی رخ داد و شکل‌گیری دانشگاه تهران گام بزرگی بود، اما همزمان تلاش‌هایی برای گرایش فرهنگی به غرب صورت گرفت که به اعتقاد من بر روند توسعه علمی تأثیر منفی گذاشت و آن روند نیز دوام نیاورد.

وی با مرور فضای دانشگاه‌های پیش از انقلاب گفت: در دانشگاه‌های آن دوران، گرایش به غربی‌سازی وجود داشت، اما در عین حال جریان‌های ملی و مبارزاتی نیز شکل گرفتند.

دکتر آژیده افزود: حزب توده در دانشگاه‌ها حضور گسترده‌ای داشت و بعدها گروه‌هایی مانند چریک‌های فدایی خلق از آن منشعب شدند. در سوی دیگر نیز جبهه ملی فعال بود و جریان‌هایی با گرایش مذهبی، نهضت آزادی را شکل دادند و سازمان مجاهدین خلق نیز از دل همین جریان‌ها پدید آمد.

وی ادامه داد: در سال‌های نزدیک به انقلاب اسلامی، گروه‌های اسلامی و مارکسیستی با وجود اختلافات فکری، در یک مسئله اشتراک داشتند و آن «ضد امپریالیسم» بود.

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: فضای مقابل دانشگاه تهران مملو از این مباحث بود و گروه‌های مختلف، شعار ضد امپریالیستی را محور اصلی فعالیت‌های خود قرار داده بودند.

وی افزود: حتی پس از پیروزی انقلاب نیز برخی از این گروه‌ها اعلام می‌کردند که رهبری امام را تنها در بعد ضد امپریالیستی قبول دارند و این نشان می‌دهد که تمام تلاش‌هایی که برای نزدیک‌کردن ایران به غرب و امپریالیسم صورت گرفته بود، شکست خورد.

دکتر آژیده با تأکید مجدد بر اهمیت فرهنگ بومی در توسعه علمی اظهار کرد: اگر توسعه علمی در بستر فرهنگ بومی شکل بگیرد، آثار و ماندگاری بیشتری خواهد داشت.

وی درباره وضعیت دانشگاه‌های پس از انقلاب نیز گفت: دانشگاه‌های پس از انقلاب هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی توسعه چشمگیری پیدا کرده‌اند و برخلاف برخی تصورات، فرهنگ و سیاست مانع توسعه علمی نبوده‌اند، بلکه انگیزه‌های بیشتری برای پیشرفت ایجاد کرده‌اند.

رئیس اسبق دانشگاه تبریز تصریح کرد: پیشرفت‌های ایران در حوزه‌هایی مانند فناوری هسته‌ای، نانو و دیگر فناوری‌ها، تا حد زیادی ناشی از همین انگیزه‌های فرهنگی و سیاسی بوده است.

وی در بخش پایانی سخنان خود اظهار کرد: در دوره پساجنگ باید سیاست، دین و فرهنگ را فرصت تلقی کنیم، نه تهدید. اگر این حوزه‌ها فرصت دیده شوند، توسعه علمی نیز شتاب بیشتری خواهد گرفت، اما اگر تهدید تلقی شوند، اصطکاک‌ها افزایش یافته و حرکت علمی کندتر خواهد شد.

دکتر آژیده در عین حال تأکید کرد: این به معنای نادیده گرفتن مأموریت اصلی دانشگاه، یعنی مأموریت علمی، نیست و باید به‌گونه‌ای مدیریت شود که سیاست، فرهنگ و دین، مأموریت علمی دانشگاه را تحت‌الشعاع قرار ندهند.

بازاندیشی در مفهوم دانشگاه پساجنگ

معاون پژوهش و فناوری دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه تبریز نیز با تأکید بر ضرورت بازاندیشی در مفهوم دانشگاه پساجنگ اظهار کرد: دانشگاه پساجنگ، دانشگاهی است که نیازمند نوعی بازاندیشی، بازتعریف و بازنگری در خود مفهوم دانشگاه است و این مسئله باید به‌عنوان یک موضوع کلیدی در حوزه علوم انسانی مطرح شود.

دکتر محمد اصغری با اشاره به حملات اخیر به مراکز علمی کشور گفت: آمریکا و اسرائیل به دانشگاه‌های ما حمله کردند و این اقدام از سوی بسیاری محکوم شد؛ چراکه حمله به دانشگاه، حمله به سرمایه فکری، علمی و تمدنی یک کشور است و نهاد علم در ذات خود نهاد عقلانیت محسوب می‌شود.

معاون پژوهش و فناوری دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه تبریز در ادامه با مرور تحولات دانشگاه‌ها پس از جنگ جهانی دوم اظهار کرد: از سال ۱۹۴۵ و پایان جنگ جهانی دوم تا امروز، پنج پارادایم در حوزه دانشگاه شکل گرفته است.

وی نخستین پارادایم را «پارادایم ابزاری یا کاربردی دولتی» دانست و گفت: این همان دانشگاه آموزش‌محور است که تا حدی دانشگاه‌های ما نیز در آن فضا قرار دارند. در این پارادایم، هدف اصلی، توده‌سازی و انبوه‌سازی آموزش عالی و توسعه گسترده آموزش در جامعه بود و آموزش عالی به‌عنوان موتور محرک جامعه تلقی می‌شد.

دکتر اصغری افزود: در این دوره، افراد باسواد، دانشگاهیان و معلمان از احترام اجتماعی بالایی برخوردار بودند و ذهنیت غالب این بود که هرچه تعداد بیشتری از افراد وارد نظام آموزشی شوند، جامعه توسعه بیشتری خواهد یافت.

وی در عین حال، کاهش کیفیت آموزش، افت استانداردهای آموزشی و رشد بروکراسی در دانشگاه‌ها را از جمله ایرادهای این پارادایم عنوان کرد.

این استاد فلسفه، پارادایم دوم را مربوط به سال‌های ۱۹۷۰ تا ۱۹۸۰ دانست و گفت: در این دوره، دانشگاه به‌عنوان موتور رشد اقتصادی تلقی شد و علاوه بر آموزش علم، مهارت‌آموزی نیز در دستور کار قرار گرفت.

وی افزود: پژوهش‌ها در این دوره بیشتر به سمت حل مسائل اقتصادی و اجتماعی و افزایش بازدهی اقتصادی حرکت کردند، اما یکی از ایرادهای اساسی این پارادایم، شکل‌گیری نوعی بی‌عدالتی آموزشی بود.

دکتر اصغری ادامه داد: پارادایم سوم که از دهه ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۰ شکل گرفت، مبتنی بر تجاری‌سازی دانش بود؛ دوره‌ای که دانش به کالا تبدیل شد و نوعی سرمایه‌داری دانشگاهی شکل گرفت.

وی خاطرنشان کرد: مشارکت دانشگاه‌ها در پروژه‌های شرکت‌های چندملیتی و سلطه تفکر اقتصادی و محاسبه‌گر بر علم، از ویژگی‌های این پارادایم بود که نتیجه آن به حاشیه رفتن علوم انسانی شد.

معاون پژوهش و فناوری دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه تبریز، پارادایم چهارم را «پارادایم کارآفرینانه» معرفی کرد و گفت: این دوره از سال ۲۰۰۰ تا پایان همه‌گیری کرونا ادامه داشت و در آن، توسعه پارک‌های فناوری، ارتباط دانشگاه با صنعت و جامعه، ثبت اختراع، پتنت و رتبه‌بندی دانشگاه‌ها اهمیت بیشتری یافت.

وی افزود: در این پارادایم نیز منطق بازار بر منطق علم غلبه پیدا کرد و به‌دلیل وابستگی دانشگاه‌ها به شرکت‌های بزرگ اقتصادی، پژوهش‌های بنیادی و نظری و همچنین علوم انسانی به حاشیه رانده شدند.

دکتر اصغری در ادامه به پارادایم پنجم اشاره کرد و گفت: از سال ۲۰۲۰ تاکنون وارد دوره «دانشگاه دیجیتال» شده‌ایم؛ دانشگاهی که پس از کرونا و با محوریت فضای مجازی و هوش مصنوعی شکل گرفته است.

وی تصریح کرد: امروز دانشگاه‌ها به‌سرعت به سمت هوشمندسازی حرکت می‌کنند و استفاده از چت‌بات‌ها، الگوریتم‌ها و فناوری‌های هوش مصنوعی در حال گسترش است. شخصی‌سازی دانش، دسترسی باز و پذیرش آنلاین دانشجو از ویژگی‌های این دوره محسوب می‌شود.

این استاد فلسفه با اشاره به نمونه‌ای از دانشگاه‌های مجازی در آمریکا گفت: برخی دانشگاه‌ها با بیش از ۱۵۰ هزار دانشجو، بدون حضور فیزیکی دانشجویان فعالیت می‌کنند و از طریق آموزش آنلاین خدمات ارائه می‌دهند.

وی در عین حال محدودیت اینترنت و کاهش اجتماعی‌شدن افراد را از جمله آسیب‌های این پارادایم دانست.

دکتر اصغری در ادامه سه راهکار کلی برای مواجهه با این تحولات مطرح کرد و گفت: نخست حفظ وضع موجود است که با دشواری‌های فراوان همراه خواهد بود؛ دوم، ایجاد تحول تدریجی در چارچوب فعلی؛ و سوم، انجام تحولات بنیادین که مستلزم عبور از چارچوب‌های سنتی دانشگاه است.

وی تأکید کرد: وقتی ساختار دانشگاه هوشمند می‌شود، دیگر نمی‌توان ساختارهای قبلی را به همان شکل حفظ کرد و همین مسئله نیازمند بازاندیشی در خود مفهوم دانشگاه است؛ نه صرفاً تغییر برخی اجزا و بخش‌ها.

معاون پژوهش و فناوری دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه تبریز سپس پنج سناریو برای تحقق این تحول بنیادین ارائه کرد.

وی نخستین سناریو را «هوشمندسازی و همکاری انسان و هوش مصنوعی» عنوان کرد و گفت: امروز هوش مصنوعی به ضرورتی شبیه اکسیژن تبدیل شده و در همه عرصه‌ها از جمله جنگ حضور دارد؛ اما مسئله اصلی این است که هوش مصنوعی در اختیار انسان باشد، نه انسان در اختیار هوش مصنوعی.

دکتر اصغری دومین سناریو را «گذار از نظام سنتی به یادگیری مادام‌العمر» دانست و افزود: دانشجو نباید صرفاً به یک رشته محدود شود و باید امکان یادگیری در حوزه‌های مختلف تا پایان عمر را داشته باشد.

وی «دانشگاه بدون دیوار» را سومین سناریو معرفی کرد و گفت: منظور از دانشگاه بدون دیوار، ارتباط فعال دانشگاه با جامعه، هنرمندان و متن زندگی روزمره مردم است.

این استاد فلسفه، چهارمین سناریو را «دانشگاه بین‌رشته‌ای» عنوان کرد و افزود: دانشگاه آینده نباید صرفاً فنی و مهندسی باشد، بلکه باید همه رشته‌ها در کنار یکدیگر قرار گیرند. همان‌گونه که در داستان سیمرغ عطار، همه پرندگان در کنار هم معنا پیدا می‌کنند، دانشگاه پساجنگ نیز ساختنی است، نه یافتنی.

وی پنجمین سناریو را «مسئولیت‌پذیری دانشگاه‌ها» دانست و گفت: دانشگاه‌ها باید نسبت به مسائل جامعه مسئولیت‌پذیر باشند.

دکتر اصغری در پایان تأکید کرد: دانشگاه‌ها برای ورود به دوره پساجنگ نیازمند پوست‌اندازی عمیق هستند و این تحول باید از حوزه آموزش آغاز شود.

وی افزود: آموزش، پژوهش، ارتباط با جامعه و صنعت، همکاری‌های بین‌المللی و تفکر بین‌رشته‌ای، همگی به‌صورت زنجیره‌وار به یکدیگر متصل‌اند و نمی‌توان آن‌ها را از هم جدا کرد.

تاثیر جنگ در اقتصاد کشور

رئیس دانشکده اقتصاد و مدیریت نیز با طرح این پرسش که «آیا پساجنگ صرفاً پایان درگیری نظامی است؟» اظهار کرد: بسیاری این پرسش را مطرح می‌کنند که مگر جنگ تمام شده که از «پساجنگ» سخن گفته می‌شود؛ اما به باور من، جنگ‌ها به‌ویژه در دوران معاصر، دوره‌های کوتاه‌تری دارند و «پساجنگ» می‌تواند یک مقطع، توقفگاه و فرصتی برای مکث، تأمل و بازاندیشی در مسیر توسعه باشد.

دکتر داود بهبودی افزود: جنگ‌ها در طول تاریخ تنها مرزها را تغییر نداده‌اند، بلکه بیش از هر چیز نقشه اقتصاد، شبکه‌های قدرت، وزن کشورها، نظم‌های نهادی و حتی ساختارهای حکمرانی را دگرگون کرده‌اند.

رئیس دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه تبریز ادامه داد: پساجنگ می‌تواند نقطه‌ای برای تغییر در شیوه اندیشیدن، نوع نگاه و نگرش ما باشد و باید آن را فرصتی برای بازتعریف مسیر توسعه در نظر گرفت.

وی تصریح کرد: در چنین شرایطی، جامعه از یک وضعیت گذار نهادی و فضایی عبور می‌کند؛ به‌گونه‌ای که هم فضای زیستی و اکوسیستم تغییر می‌یابد و هم ساختارهای نهادی دچار تحول می‌شوند.

دکتر بهبودی با اشاره به مباحث نهادگرایی تاریخی گفت: در ادبیات نهادگرایی، از این شرایط با عنوان «بزنگاه تاریخی» یا «نقطه عطف تاریخی» یاد می‌شود؛ موقعیتی که می‌تواند منشأ تغییرات اساسی باشد.

وی افزود: جوامع، سازمان‌ها و اقتصادها معمولاً به مسیر گذشته خود وابسته می‌شوند، اما پساجنگ می‌تواند فرصتی برای شکستن این وابستگی به مسیر و آغاز یک مسیر جدید باشد.

این استاد اقتصاد خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، امکان بازپیکربندی نهادهای اقتصادی و سیاسی فراهم می‌شود و کیفیت فهم نخبگان از این تحولات اهمیت اساسی پیدا می‌کند؛ چراکه نحوه نگاه نخبگان به این مسائل و پیامی که به جامعه منتقل می‌کنند، تعیین‌کننده خواهد بود.

وی با اشاره به نقش دانشگاه‌ها در این روند اظهار کرد: دانشگاه نباید صرفاً به یک نهاد بوروکراتیک محدود شود که تنها به ارتقا، مقاله و پروتکل‌های اداری فکر می‌کند، بلکه باید تولیدکننده دانش معتبر، تحلیل‌گر مسائل واقعی جامعه و موتور فهم و بازاندیشی باشد.

بهبودی تأکید کرد: در چنین صورتی دانشگاه می‌تواند محور تحول در دوره پساجنگ باشد.

وی در ادامه با اشاره به مفهوم بازسازی گفت: معمولاً با شنیدن واژه پساجنگ، فوراً بحث بازسازی و ترمیم مطرح می‌شود، اما پرسش اصلی این است که آیا بازسازی صرفاً به معنای ترمیم زیرساخت‌هاست یا باید به بازتعریف قواعد بازی نیز منجر شود؟

رئیس دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه تبریز افزود: آیا از وضعیت فعلی اقتصاد و صنعت کشور رضایت داریم که بخواهیم همان وضعیت را بازسازی کنیم؟ آیا همه کارخانه‌هایی که تعطیل شده‌اند، باید دوباره احیا شوند؟

وی تصریح کرد: برخی صنایع و کارخانه‌ها ممکن است از نظر فناوری، بازار و کارکرد، دیگر موضوعیت نداشته باشند و بازسازی آن‌ها ضرورتی نداشته باشد؛ بنابراین باید مشخص شود که چه چیزهایی، چگونه و با چه اولویتی باید بازسازی شوند.

دکتر بهبودی با اشاره به تغییر مسیرهای تجاری ایران در دهه‌های اخیر گفت: پیش از انقلاب و تا پایان جنگ تحمیلی، شرکای تجاری اصلی ایران کشورهای اروپایی بودند و استان آذربایجان در کریدور ترانزیتی کشور نقش مهمی داشت، اما بعدها مسیر تجارت ایران به سمت شرق آسیا، چین و کره تغییر کرد و تجارت دریایی پررنگ‌تر شد.

وی ادامه داد: اکنون با توجه به محدودیت‌هایی که در مسیرهای جنوبی و دریایی ایجاد شده، باید در دوره پساجنگ به بازتنظیم مسیرهای تجاری و یافتن آلترناتیوهای جدید اندیشید.

این استاد اقتصاد همچنین به ضرورت تعادل میان سیاست، اقتصاد و ایدئولوژی اشاره کرد و گفت: باید درباره نسبت اقتصاد و سیاست بازاندیشی شود؛ اینکه آیا اقتصاد باید در سایه سیاست باشد یا بالعکس و اساساً علم و کارکرد آن در مواجهه با سایر حوزه‌ها چگونه تعریف می‌شود.

وی تأکید کرد: بازسازی صرفاً یک پروژه مهندسی یا اقتصادی نیست، بلکه شامل اصلاحات سیاسی، نهادی و حکمرانی نیز می‌شود.

دکتر بهبودی افزود: یکی از مهم‌ترین لایه‌های بازسازی، تنظیم‌گری نهادی دولت است و باید مشخص شود که آیا دولت همچنان می‌خواهد مداخله‌گر مستقیم در اقتصاد، قیمت‌گذاری و تولید باشد یا نقش تنظیم‌گر، تسهیل‌گر و سیاست‌گذار را ایفا خواهد کرد.

وی خاطرنشان کرد: ثبات و کاهش نااطمینانی شرط فعال‌شدن بخش خصوصی در اقتصاد است.

رئیس دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه تبریز با اشاره به مفهوم تاب‌آوری شبکه‌ای اظهار کرد: اقتصاد مدرن دیگر اقتصاد نقطه‌ها نیست، بلکه اقتصاد شبکه‌هاست و اجزای آن به‌صورت پیچیده و درهم‌تنیده با یکدیگر عمل می‌کنند.

وی ادامه داد: قدرت اقتصادی امروز کشورها در شبکه‌ها، پیوندها، کریدورها، زنجیره‌های تأمین، مسیرهای انرژی، شبکه‌های مالی و زیرساخت‌های دیجیتال معنا پیدا می‌کند و از همین منظر است که ژئواکونومی جای ژئوپلیتیک را گرفته است.

دکتر بهبودی با اشاره به اهمیت تنگه هرمز گفت: تنگه هرمز همیشه وجود داشته، اما امروز با توجه به شرایط جدید، جایگاه عملیاتی آن در شبکه اقتصاد جهانی دچار تغییر معنا شده و این تغییر ناشی از نوع مواجهه جهان با آن است.

وی تصریح کرد: تاب‌آوری واقعی زمانی شکل می‌گیرد که کشورها به شبکه‌ها، پیوندها و زیرساخت‌های ارتباطی توجه کنند، نه صرفاً به دارایی‌های فیزیکی.

این استاد اقتصاد در ادامه به تجربه کشورهای مختلف در دوران جنگ اشاره کرد و گفت: اوکراین پس از اختلال در مسیرهای دریایی خود، به‌سرعت به سمت فعال‌سازی مسیرهای زمینی و ریلی و تسهیل ترتیبات گمرکی با اروپا رفت و توانست جریان تجارت خود را حفظ کند.

وی افزود: روسیه نیز پس از از دست دادن بخشی از بازارهای اروپایی، تجارت خود را به سمت چین و هند سوق داد، از ارزهای محلی استفاده کرد و شبکه‌های پرداخت خود را بازسازی کرد.

دکتر بهبودی همچنین با اشاره به تجربه ویتنام اظهار کرد: ویتنام پس از جنگ صرفاً به بازسازی اقتصاد قبلی نپرداخت، بلکه اصلاحات ساختاری عمیقی انجام داد و به سمت جذب سرمایه‌گذاری خارجی و پیوند با زنجیره ارزش جهانی حرکت کرد.

وی گفت: در شرایط بحران، هم تداوم جریان اقتصاد و تجارت اهمیت دارد و هم تنوع‌بخشی به شبکه‌های ارتباطی و اقتصادی.

رئیس دانشکده اقتصاد و مدیریت دانشگاه تبریز با تأکید بر اینکه رشد صرفاً اقتصادی نیست، گفت: رشد باید در اشتغال، امید اجتماعی و کیفیت زندگی نیز نمود پیدا کند و بدون توجه به این مؤلفه‌ها توسعه پایدار شکل نخواهد گرفت.

وی در بخش پایانی سخنان خود به جایگاه تبریز در نظم ژئواکونومیک جدید اشاره کرد و اظهار کرد: تبریز در طول تاریخ یکی از مراکز مهم شبکه‌های اوراسیایی بوده و از دوره ایلخانیان تا اواخر قاجار، نقش مهمی در اتصال ایران به آناتولی، قفقاز، آسیا و اروپا داشته است.

دکتر بهبودی افزود: این جایگاه ناشی از جمعیت یا بزرگی شهر نبود، بلکه به موقعیت مکانی خاص تبریز بازمی‌گشت که آن را به شهری جهانی و بین‌المللی تبدیل کرده بود.

وی تصریح کرد: امروز نیز با توجه به محدودیت‌هایی که در برخی مسیرهای جنوبی کشور ایجاد شده، تبریز و آذربایجان می‌توانند دوباره در کریدورهای منطقه‌ای و شبکه‌های تجاری نقش‌آفرینی کنند؛ البته تحقق این امر نیازمند آماده‌سازی زیرساخت‌ها و شکل‌گیری حکمرانی هماهنگ در سطح محلی، منطقه‌ای و ملی است.

این استاد اقتصاد در پایان تأکید کرد: پساجنگ صرفاً پایان درگیری نیست، بلکه آغاز بازمهندسی اقتصاد، فضا و حکمرانی است و دانشگاه تبریز می‌تواند به کانون تحلیل ژئواکونومیک منطقه، پیونددهنده دانش و سیاست و معمار بازآرایی جدید منطقه تبدیل شود.

پیامدهای جنگ در خانواده

رئیس دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی نیز با اشاره به تجربه زیستی جامعه از جنگ اظهار کرد: ما همه با پوست، خون و استخوان خود جنگ را تجربه می‌کنیم و در گذشته نیز این تجربه را داشته‌ایم. متأسفانه کشور ما مورد حمله دشمنانی قرار گرفت که اقدامات غیرانسانی فراوانی انجام دادند؛ از جمله حادثه مدرسه میناب که دل همه را به درد آورد و همچنین واقعه‌ای که در دانشگاه صنعتی شریف رخ داد.

دکتر رحیم بدری افزود: زمانی که جنگ پایان می‌یابد، آثار و پیامدهای آن همچنان باقی می‌ماند و این پیامدها صرفاً محدود به روان فردی نیست؛ چراکه جنگ تنها روان افراد را زخمی نمی‌کند، بلکه خانواده را نیز به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد.

رئیس دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تبریز تصریح کرد: ما باید به سمت بررسی ساختارهایی برویم که جنگ در خانواده‌ها ایجاد کرده است، زیرا جنگ خانواده را بی‌ثبات و نقش‌ها را دچار فروپاشی می‌کند.

وی ادامه داد: امروز با تورم و مشکلات اقتصادی موجود، نقش پدر در خانواده‌ها تضعیف شده است؛ پدری که زمانی تأمین‌کننده اصلی نیازهای خانواده بود و اقتدار سنتی داشت، اکنون با تضعیف جایگاه خود مواجه شده است.

دکتر بدری خاطرنشان کرد: این وضعیت تنها فرد را آسیب‌دیده نمی‌کند، بلکه روابط، نقش‌ها و مرزهای درون خانواده را نیز بر هم می‌زند.

وی با اشاره به نظریه‌های ساختاری خانواده گفت: بر اساس نظریه مینوچین، زمانی که جنگ، تورم و فقر در جامعه گسترش پیدا می‌کند، سه تغییر عمده در خانواده‌ها رخ می‌دهد که نخستین آن وارونگی سلسله‌مراتب نسلی است.

این استاد روانشناسی توضیح داد: در خانواده سالم، والدین در رأس قرار دارند و فرزندان در سطح پایین‌تر هستند، اما فشارهای ناشی از جنگ و تورم موجب می‌شود که تصمیم‌گیری مالی از پدر به مادر و فرزندان منتقل شود و حتی تأمین معاش نیز از توان پدر خارج گردد.

وی افزود: در چنین شرایطی مرجعیت عاطفی نیز در غیاب پدر به مادر منتقل می‌شود و پدر اگرچه ممکن است از نظر فیزیکی در خانه حضور داشته باشد، اما از نظر معنوی غایب است.

دکتر بدری ادامه داد: پیامد این وارونگی نسلی، شکل‌گیری احساس شرم و درماندگی در پدران است؛ مردانی که دیگر قادر به ایفای نقش سنتی خود نیستند و در نتیجه بار مضاعفی بر دوش مادران قرار می‌گیرد.

وی تصریح کرد: در این شرایط، مادر به واسطه میان پدر منفعل و فرزندان تبدیل می‌شود و فرزندان نیز به جای تجربه دوران کودکی، زودتر وارد مسئولیت‌های بزرگسالی می‌شوند؛ وضعیتی که از آن با عنوان «والدسازی زودهنگام» یاد می‌شود.

رئیس دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تبریز دومین تغییر مهم در خانواده‌ها را «درهم‌تنیدگی شدید میان مادر و فرزند» عنوان کرد و گفت: در دوران پساجنگ و بحران اقتصادی، وابستگی عاطفی شدید میان مادر و فرزند شکل می‌گیرد که پیامد آن کاهش تمایل فرزندان به حضور در اجتماع و ارتباط با دوستان است.

وی افزود: از سوی دیگر، به دلیل از دست رفتن شغل و تضعیف نقش پدر، وی عملاً از چرخه تصمیم‌گیری خانواده کنار گذاشته می‌شود و مادر نقش اصلی را بر عهده می‌گیرد.

دکتر بدری با بیان اینکه تورم مزمن و طولانی‌مدت تنها روان افراد را آسیب‌دیده نکرده بلکه خانواده ایرانی را نیز دچار بحران کرده است، اظهار کرد: ما باید بتوانیم خانواده ایرانی را بازآرایی کنیم.

وی خاطرنشان کرد: یکی دیگر از پیامدهای این وضعیت، انتقال‌نیافتن ارزش‌ها و هنجارها از پدر به فرزند است؛ چراکه پدر جایگاه و اقتدار خود را از دست داده و دچار احساس شرم شده است.

این استاد روانشناسی ادامه داد: جوانان نیز در چنین فضایی دچار نوعی ناامیدی می‌شوند و احساس می‌کنند آینده‌ای پیش روی آن‌ها نیست؛ در نتیجه انگیزه تلاش در آنان کاهش می‌یابد.

وی با اشاره به نقش علم روانشناسی در دوران پساجنگ گفت: اگر روانشناسی در ایرانِ پساجنگ صرفاً به درمان فردی افسردگی محدود شود، راهگشا نخواهد بود.

دکتر بدری تأکید کرد: ما باید به سمت درمان‌های ساختاری خانواده حرکت کنیم و دانشگاه‌ها و سازمان نظام روانشناسی باید دوره‌های آموزشی مرتبط با مداخلات ساختاری خانواده را برای روان‌درمانگران برگزار کنند.

وی افزود: لازم است از درمان‌های صرفاً فردی عبور کرده و به سمت درمان‌های اجتماعی و بازسازی ساختارهای خانواده حرکت کنیم.

رئیس دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تبریز تصریح کرد: تجربه سایر کشورها نشان می‌دهد که اگر اختلال کارکردی خانواده در شرایط بحران اقتصادی مزمن به‌موقع تشخیص داده نشود و مداخله مناسب صورت نگیرد، این آسیب‌ها می‌توانند به بحران‌های پایدار بین‌نسلی تبدیل شوند.

وی در پایان خاطرنشان کرد: اکنون یک پنجره زمانی محدود برای مداخله وجود دارد و اگر بخواهیم جامعه اصلاح شود، باید مداخلات خانواده‌محور و مدرسه‌محور را هرچه سریع‌تر اجرا کنیم.

گفتنی است برگزاری نشست تخصصی دانشگاه پساجنگ با استقبال شایان توجه علاقمندان حوزه علوم انسانی و به ویژه محققان، پژوهشگران و دانشجویان از سراسر کشور مواجه شده بود.