من و بچه‌ام مثل دو تا دوست هستیم. من پدرش (یا مادرش) نیستم، عین رفیقش هستم. جمله رایجی که این روزها زیاد به گوشمان می‌خورد و دوست بودن با فرزندان تبدیل به یکی از نمادهای پدر و مادر خوب شده است! اما اگر قرار باشد بین این دو نقش یعنی یک دوست خوب و یک […]

من و بچه‌ام مثل دو تا دوست هستیم. من پدرش (یا مادرش) نیستم، عین رفیقش هستم. جمله رایجی که این روزها زیاد به گوشمان می‌خورد و دوست بودن با فرزندان تبدیل به یکی از نمادهای پدر و مادر خوب شده است! اما اگر قرار باشد بین این دو نقش یعنی یک دوست خوب و یک پدر یا مادر خوب یکی را انتخاب کنید، ترجیح می‌دهید کدام یکی باشید؟ اگر در انتخاب پاسخ این سوال یعنی چگونه با کودکان دوست شویم یا چگونه با فرزند خود دوست باشیم، تردید دارید،
دوستی با فرزندان یا والدگری؟
در گذشته فرزندپروری مقتدرانه و سخت‌گیرانه رواج بیشتری داشت و تنبیه و مجازات، به عنوان یکی از ابزارهای تربیتی مورد استفاده قرار می‌گرفت؛ به گونه‌ای که ترس از همین تنبیه‌ها، عامل تاثیرگذاری در تربیت فرزندان بود. اما با گذشت زمان و ظهور سبک‌های جدید فرزند پروری، تاکید بر ایجاد رابطه‌ای حمایت‌گرانه و دوست بودن با فرزندان شد، اما این تاکید تا جایی پیش رفته که امروزه مرز میان پدر و مادر بودن و دوست بودن اغلب محو شده است، به خصوص با افزایش سن کودکان. بنابراین، پاسخ درست چیست؟ آیا باید با فرزندانتان دوست باشید؟
اکثر روانشناسان کودک موافقند؛ در حالی که والدین می‌توانند و باید با فرزندان خود رفتار دوستانه‌ای داشته باشند، در پایان روز هنوز باید نقش یک والد را برای او داشته باشند و نه یک دوست. چرا که یک رابطه دوستی، بنابر برابری دو فرد شکل می‌گیرد و یک طرف این رابطه نمی‌تواند بر دیگری امر و نهی کند یا برای او قانون بگذارد. یک دوست صمیمی نمی‌تواند به آنها بگوید چه زمانی باید به رختخواب بروند، درس بخوانند، چه رفتاری داشته باشند یا چه کارهایی انجام ندهند، اینها نقش والدین هستند و بچه‌ها در این نقش به شما نیاز دارند.

گیتا برزگر – مدیرمدرسه دولتی ولایت